تبليغاتX
تارنوشت

تارنوشت

منظر دید من از زندگی

چرا آموزش محيط زيست مهم است؟

بر پايه‌ي بررسي‌هاي به عمل آمده در كشور، آشكار شده است كه تاكنون سازمان‌هاي مذهبي، بهداشتي، فرهنگي و رفاه اجتماعي، بيشترين كمك‌هاي مالي را دريافت داشته‌اند و حمايت از گروه‌هاي زيست‌محيطي در مقايسه با آنها ناچيز بوده است. بديهي است، رفع اين مسأله، به زمان نياز داشته و محتاج دانش و تزريق آگاهي به حمايت‌كنندگان است. لذا مي‌توان با تنويرِ افكار عمومي نسبت به فوايد چنين حمايت‌ها‌يي و سودمندي اجراي طرح‌هاي حفاظتي (مثل نقش اين مناطق در تصفيه و ذخيره‌ي آب با توجه به بحران كنوني آب در جهان، نقش زيستگاهي مناطق براي ماهيان و دام‌ها و بهره‌گيري‌هاي ممكنه از چشم‌اندازها و توجيه نقش خدماتي طبيعت و بافت‌هاي زيستمندان در فراورده‌هاي كشاورزي، صنعتي، دامداري و …) كمك‌ها و نظرات را به سمت اين مناطق معطوف داشت. هرچند، همان‌طور كه اشاره شد، تغيير رفتار و نگرش مردم در قبال دغدغه‌هاي زيست‌محيطي، بسيار كند و بطئي خواهد بود. از اين‌رو، براي سرعت بخشيدن به اين روند و پياده‌كردن برنامه‌هاي آموزشي در سطح مطلوب، لازم است حمايت مالي بيشتري صورت گرفته و اين برنامه‌ها با نيروي انساني كارآمدتري تجهيز شوند. با لحاظِ چنين حساسيت‌هايي بوده است كه موضوع آموزش در مورد مناطق حفاظت‌شده و ذخيره‌گاه‌ها در بطن آموزش زيست‌محيطي گنجانده شده و در اصل نهمِ راهبرد نوين حفاظت ملحوظ گرديده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 21:38  توسط علی میرزابیگی  | 

به كدامين گناه؟!

آيا اين خودخواهي نيست؟!

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 10:32  توسط علی میرزابیگی  | 

رابطه سيرك پرديسان با كنسرت جواد يساري در حسينيه ارشاد!

من كاري به خوب بودن، بد بودن، مكروه بودن، مباح بودن و خلاصه حلال و حرام سيرك رفتن، سيرك ديدن و سيرك اجرا كردن ندارم! من فقط يك چيز مي‌گويم: آخه سازمان حفاظت محيط زيست چه ربطي به ساماندهي و جانمايي و چيدمان سيرك ايتاليايي دارد؟!
خانم جوادي، شما اگر وقت آزاد داريد، خب دو واحد فسيل‌شناسي در دانشگاه آزاد واحد شمال برداريد كه تو ترافيك هم زياد معطل نشويد!
آخه ناسلامتي، سازمان محيط زيست كشور داراي شأن و جايگاه والايي است (حداقل روي كاغذ و با توجه به اصل 50 قانون اساسي)، آيا اين درست است كه شأن اين سازمان را تا حد اسپانسر يك گروه سيرك‌باز ايتاليايي پايين بياوريد؟
اين درست مانند آن است كه مسئولين حسينيه ارشاد هم مجوز اجراي كنسرت جواد يساري را در محل حسينيه بدهند!
دست كم، اگر نمي‌توانيد فرهنگ‌سازي كرده و جلوي آزار و اذيت حيوانات را به بهانه‌ي تفريح و سرگرمي خلق‌الله بگيريد، خب سكوت كرده، خود را به خواب خرگوشي بزنيد. نه اينكه علناً و عملاً وارد معركه شده و در برپايي سيرك همت به خرج دهيد.
يا علي.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 19:34  توسط علی میرزابیگی  | 

تنبيه كلاغ پري!!

با انحلال روابط عمومی استانداری آذربایجان غربی، پرسنل آن نیز از کار برکنار یا به بخش های دیگر فرستاده شدند و ابقای یکی از نیروهای قراردادی این روابط عمومی منوط به " کلاغ پر " رفتن وی در حیاط استانداری شد!

 از مدت ها پیش مسئولان استانداری درصدد ایجاد تغییراتی در روابط عمومی بودند تا اینکه دو روز بعد از روز جهانی قدس، متوجه شدند که روابط عمومی به مناسبت این روز، بیانیه صادر نکرده است .

در واکنش به این مسئله، مدیران ارشد استانداری، کل "روابط عمومی" را منحل کردند و دو نفر از نیروهای آن را به ستاد حوادث غیر مترقبه و یکی را که از صدا و سیما مامور شده بود به محل کار قبلی اش فرستادند و نیروهای قراردادی را نیز اخراج کردند.

در این میان بيژن ذبيحي مديركل دفتر استاندار، برای یکی از پرسنل قراردادی که به ادامه همکاری با استانداری اصرار داشت ، اين شرط را گذاشت که اگر می خواهد اخراج نشود باید در حیاط استانداری     " کلاغ پر " برود و او نیز که چاره ای جز انتخاب یکی از دو گزینه "اخراج" یا "کلاغ پر" نداشت، ناگزیر دومی را پذیرفت و به این ترتیب در یکی از روزها، کارمندان استانداری با کمال تعجب دیدند که یکی از همکارانشان در حیاط کلاغ پر می رود!

استاندار آذربایجان غربی 25 ماه پیش به این سمت منصوب شد و در طول این زمان طولانی، روابط عمومی استانداری هیچ گاه دارای مدیر نبوده و صرفا توسط سرپرستانی که یکی پس از دیگر از کار کنار می رفتند، اداره می شده است و طبیعی است که در نهایت به چنین وضعیتی دچار شود .

البته اداره امور استانداری آذربایجان غربی با بهره گیری از "سرپرست" به جای "مدیر مربوط" ، محدود به روابط عمومی نمی شود و در حال حاضر، نیمی از معاونت های این استانداری فاقد معاون است و توسط سرپرست اداره می شوند ، همچنین تعدادی از مدیریت ها و ادارات کل استانداری نیز مدیر ندارند!


 
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 19:41  توسط علی میرزابیگی  | 

به كدامين گناه؟!

به کدامین گناه نابخشودنی محکوم به مرگ شدی؟
این زخم کدام کینه است؟
کدام قانون بشری نه...حیوانی تنت را مستحق چنین عقوبتی میداند؟
فرزند فلسطینیم خون تو و هزاران بیگناه چون توئی هدر نخواهد رفت.
این تن نحیف و متلاشی شده من است که قدرت و توان ایستادگی ندارد.
این گناه تفرق من و ماست که  هنوز استبداد و توحش صهیونیزم بی جواب مانده است.
آسوده بخواب ای فرزندمن و شاخه تکیده زیتون شاید این بغض شکسته در گلویم نفیری شود بیدار بخش و خونت نسیمی ازصلح و انسانیت برای بشر بظاهر متمدن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 1:0  توسط علی میرزابیگی  | 

جنگ را پایان دهیم!

محبت سرباز آمریکایی  به کودکان جنگ زده و بی والدین عراقی !!

 

کودکان یتیم شده عراقی

 

شعار کودکان: جنگ نه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 12:24  توسط علی میرزابیگی  |