براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:تارنوشت در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
خبر![]()
خاطرات![]()
نکته ها![]()
مناسبتها![]()
از دیگران![]()
کلامهای بیادماندنی![]()
بهترين عكس![]()
داستانک![]()
فرهنگ و تاريخ ايران![]()
محيط زيست![]()
ديدم در آن كوير درختي غريب را
محروم از نوازش يك سنگ رهگذر
تنها نشستهاي؛
بيبرگ و بار، زير نفسهاي آفتاب
در التهاب،
در انتظار قطرة باران
در آرزوي آب
ابري رسيد، چهرة درخت از شعف شكفت.
دلشاد گشت و گفت:
((اي ابر، اي بشارت باران))!
((آيا دل سياه تو از آه من بسوخت؟!))
غريد تيره ابر،
برقي جهيد و چوب درخت كهن
بسوخت!
… و من هنوز ميپرسم چرا چنين شد؟!
[+]
نوشته شده توسط علی میرزابیگی در 19:32
|
|
زمين تشنه بود؛ غبار خاك به اندك نسيمي، ديدگان را ميآزرد و گرد تيرگي فضا را پر ميكرد. آب نبود، اما سراب صداي آب، خاكيان را شكنجه ميداد. چرا كه آن ترنم، خبر از آب ميداد؛ آبي كه زمين قصهي ما را فراموش كرده بود!
همهي آنچه در زمين ميروئيد، در عطش آب به رعشه افتاده بود؛ درختان تنومند شروع به ريزش ميوههاي پيشرس خود كردند. درختان جوانتر، برگهاي خود را خزان زده يافتند و گلها، هستي خود را در معرض نيستي ديدند …
اميد تشنگان نقشي برآب است كه اين وادي سراب اندر سراب است
هوا دودي گلوگير است گويي زمين از سوز تب در التهاب است
[+]
نوشته شده توسط علی میرزابیگی در 7:56
|
|